سرقفلی چیست و به چه نکاتی درباره آن باید توجه کرد؟
نوشتهشده توسط تیم محتوای کیلید در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۹۷
بارها سردر مغازهها و در آگهیهای فروش مغازه دیدهایم که نوشته شده سرقفلی مغازه به فروش میرسد و احتمالا برای شما هم سوال شده سرقفلی چیست و چه تفاوتی با مالکیت دارد. در این نوشته مفهوم سرقفلی و حقوق آن را توضیح میدهیم.
سرقفلی که در قانون قدیمی روابط موجر و مستاجر با نام «حق کسب و پیشه یا تجارت» شناخته میشد، حقی است که قانونگذار برای مستاجران اماکن تجاری در نظر گرفته بود تا از آنها به نحوی ویژه حمایت کرده باشد. اولین نکته که از این تعریف مشخص میشود این است که سرقفلی تنها برای اماکن تجاری تعریف میشود و برای اماکن مسکونی چنین حقی تعریف نمیشود. اما سوال این است که چرا باید از مستاجر اماکن تجاری حمایت ویژه کرد؟
فرض کنید شما یک دهنه مغازه متروکه را از مالک اجاره میکنید، در آن یک مغازه پوشاک راهاندازی میکنید و با تلاش فراوان شهرت مغازهتان را افزایش میدهید و مشتریان زیادی برای خود دست و پا میکنید. حال اگر مالک بعد از اتمام مدت قرارداد شما را از مغازه بیرون کند، در واقع از شهرت و اعتباری که شما برای آن مغازه و کسب و کارتان جمع کردهاید رایگان به نفع خود استفاده میکند؛ حال آنکه شما مجبورید به مغازهی دیگری بروید و روز از نو روزی از نو.
پس قانونگذار به این فکر افتاده است که این ارزش افزودهی پنهان برای اماکن تجاری را در نظر بگیرد و از حق مستاجران اماکن تجاری در مقابل مالکان دفاع کند. همینجا مشخص میشود چرا سرقفلی تنها برای اماکن تجاری تعریف میشود، زیرا اماکن مسکونی به واسطه زندگی کردن افراد داخل آن به ارزش و اعتبارش افزوده نمیشود.
قانون روابط موجر و مستاجر، که در سال ۱۳۵۶ تدوین شده بود، در سال ۱۳۷۶ دستخوش تغییر شد. موضوع «سرقفلی» نیز با تغییر قانون دچار تحول شد. در قانون سال ۵۶ از مفهوم ذکر شده به عنوان «حق کسب و پیشه یا تجارت» یاد شده، حال آنکه در قانون سال ۷۶ (قانون فعلی) این مفهوم با تفاوتهایی به «سرقفلی» تغییر پیدا کرده است. بنابراین اگر قرارداد اجاره پیش از سال ۷۶ منعقد شده باشد باید به قانون سال ۵۶ رجوع کرد.
حق کسب و پیشه یا تجارت چیست؟
حق کسب و پیشه یا تجارت به این معنی است که مالک نمیتواند پس از پایان یافتن مدت قرارداد مستاجر را مجبور به تخلیه مکان تجاری کند، بلکه قرارداد به صورت خودکار تمدید میشود. در واقع مستاجر تا هر زمان که بخواهد میتواند ملک را در اجاره خود نگه دارد و اگر مالک به یکی از سه دلیل زیر بخواهد قرارداد را به اتمام برساند، باید مبلغی تحت عنوان «حق کسب و پیشه یا تجارت» به مستاجر بپردازد. این مبلغ در واقع ارزش اعتبار و شهرتی است که مستاجر طی مدت قرارداد برای محل تحت اجارهی خود کسب کرده است. اما سه دلیلی که مالک به موجب آنها میتواند به قرارداد خاتمه دهد به این شرح است:
نکته مهمی که در قانون سال ۵۶ وجود داشت آن است که برای ایجاد «حق کسب و پیشه یا مهارت» نیاز نبود در قرارداد چنین حقی درج شود؛ بلکه به محض اینکه قرارداد اجاره منعقد میشد، به صورت خودکار چنین حقی برای مستاجر لحاظ میشد.
سرقفلی به چه معنی است؟
سرقفلی در واقع همان حق کسب مربوط به قانون سال ۵۶ است که با تغییراتی همراه شده است. این تغییرات به شرح زیر است:
چگونه هنگام عقد قرارداد درباره «سرقفلی» توافق کنیم؟
همانطور که گفته شد در قانون جدید برای ایجاد حق سرقفلی برای مستاجر، باید بین مالک و مستاجر توافق انجام شود. این توافق به یکی از سه شیوه زیر امکانپذیر است:
۱- هنگام عقد قرارداد مستاجر مبلغی را تحت عنوان سرقفلی به مالک میپردازد (در عرف به این کار خرید سرقفلی گفته میشود)، در این صورت مالک ملزم است هنگام تخلیه ملک سرقفلی را به قیمت روز محاسبه کرده و به مستاجر پرداخت کند. باید توجه داشت که هم قرارداد باید عنوان «اجاره» داشته باشد (بنابراین در قراردادهای «صلح» چنین حقی منتفی است)، و هم اینکه مستاجر باید مبلغ را به وضوح تحت عنوان «سرقفلی» و نه چیز دیگر به مالک پرداخت کرده باشد.
۲- هنگام عقد قرارداد مالک و مستاجر توافق کنند که مالک هر سال با نرخ اجاره متعارف سال جدید باز هم ملک را به همین مستاجر اجاره دهد. در این صورت اگر با اتمام قرارداد مالک دیگر تمایل تمدید قرارداد را نداشته باشد، باید مبلغی تحت عنوان سرقفلی به مستاجر بپردازد.
۳- هنگام عقد قرارداد مالک و مستاجر توافق کنند که مالک باید تا زمانی که مستاجر بخواهد هر ساله با همان قیمت پیشین قرارداد را با مستأجر تمدید کند. در این صورت اگر با اتمام قرارداد مالک دیگر تمایل تمدید قرارداد را نداشته باشد، باید مبلغی تحت عنوان سرقفلی به مستاجر بپردازد.
مبلغ سرقفلی یا حق کسب چگونه تعیین میشود؟
بر اساس قانون، مبلغ سرقفلی یا حق کسب از طرف دادگاه با توجه به موارد زیر تعیین میشود:
دو نکته مهم
در جامعه ما گاه این دو به یک معنی به کار رفته و گاه از هم تفکیک شده اند و با معانی مختلف مطرح شده اند. اما سرقفلی وجهی است که مالک (خواه مالک عین باشد یا منفعت) در ابتدای اجاره و جدای از مال الاجاره از مستاجر می گیرد تا محل را به وی اجاره بدهد و واگذار کند.
در حالی که حق کسب و تجارت حقی است که به طور تدریجی و به مرور زمان برای مستاجر محل کسب و پیشه و تجارت به وجود می آید. درنتیجه بعد از اینکه مستاجر کار و فعالیت کرد و مشتری و اعتبار بدست آورد، حقی برای او به وجود می آید که به آن حق کسب و پیشه و تجارت می گویند. پس این دو در ماهیت کاملا باهم متفاوت هستند.
وقتی به قوانین سال های ۱۳۲۲ تا ۱۳۷۶ نگاه می کنیم هر جا کلمه سرقفلی به کار رفته منظور حق کسب و پیشه و تجارت بود. این در حالی است که مشروعیت در حق کسب و پیشه و تجارت همیشه از لحاظ شرعی محل بحث و مناقشه و تردید بود.
اما سرقفلی همیشه مجاز بوده است . علت اینکه حق کسب و پیشه و تجارت در قوانین ما بیشتر مورد توجه است، بخاطر این بود که مستاجر مدتی زحمت کشیده و مشتری به دست آورده و و قتی او را از محل بیرون می کنند مشتری ها را ازدست می دهد و در محل جدید باید دوباره مدتی وقت صرف کند تا مشتری جدید بیاید. به همین دلایل قانونگذار از مستاجرها حمایت می کند .به طور کلی حق کسب و پیشه و تجارت و سرقفلی بعد از انعقاد قرارداد اجاره به وجود می آید.
ماده۷ هرگاه ضمن عقد اجاره شرط شود تا زمانی که عین مستاجره در تصرف مستاجر باشد، مالک حق افزایش اجاره بها و تخلیه عین مستاجره را نداشته باشد و متعهد شود که هر ساله عین مستاجره را به همان مبلغ به او واگذار کند. در این صورت مستاجر می تواند از موجر یا مستاجر دیگر مبلغی به عنوان سرقفلی برای حقوق خود دریافت کند. همچنین هرگاه ضمن عقد اجاره شود که مالک عین مستاجره به غیر مستاجر اجاره ندهد و هرساله آن را به اجاره متعارف به مستاجر متصرف واگذار کند، مستاجر می تواند برای دریافت حقوق خود یا تخلیه محل مبلغی را بعنوان سرقفلی مطالبه کند.
سرقفلی چیست ؟ آیا می توان سر قفلی را به شخص دیگری انتقال داد؟
۱۳۹۵/۱۱/۱۱
۳ دقیقه، زمان تقریبی مطالعه این مطلب است
سر قفلی دارای دو نوع بوده که هر کدام تعریفی مشخص برای خود دارد؛ نوع اول، سرقفلی می باشد که از حق کسب و پیشه حاصل شده است، این نوع از قراردادها برای اجاره های قدیمی بوده که مربوط به سال های قبل از ۱۳۷۶ می باشد، و مرتبط با حق قانونی مستاجر سابق یک محل می باشد، و دست به دست واگذار می شود به مستاجران دیگر، که در میان عامه نام سرقفلی را به خود گرفته. نوع دوم از سرقفلی که بعد سال ۷۶ در میان مردم وجود دارد، در واقع حاصل کسب و پیشه و یا اجاراه های سابق نیست، در این نوع از سرقفلی، مالک بدون اینکه ملک خود را به دیگری واگذار کند، سرقفلی آن یعنی حق کسب و پیشه را به دیگری با مبلغی خاص و شرایطی خاص واگذار می کند، که بر اساس این نوع از قراردادها مستاجر فقط حق کسب و پیشه داشته، و در واقع مالکیتی در اعیان و زمین ندارد و می تواند این حق را به نحو مقتضی برابر شرایط مقرر بین خود و مالک به اشخاص دیگر نیز واگذار نماید.
انواع سند های سرقفلی
سرقفلی با سند عادی: در میان برخی از بازاریان یکی از از راههای انتقال سرقفلی سند عادیست، که بر طبق آن سرقفلی ملک را با سند عادی اجاره کرده و اجاره نامه ای رسمی در بین نبوده است. در این نوع از انتقال ها همه چیز به صورت شفاهی انجام شده و برخی مالکان از همان ابتدای کار سرقفلی ملک خود را با سند عادی منتقل می کنند. اما سرقفلی با سند رسمی: این نوع از سند ها در دفاتر اسناد رسمی تنظیم شده و در آن حق کسب و پیشه در قالب یک سند صلح و یا سند رسمی به مستاجر انتقال داده می شود.
اولین چیزی که در مبحث انتقال سرقفلی مهم است، ذکر شدن عبارت (حق انتقال به غیر دارد) در سند به صراحت می باشد، نوشته نشدن این عبارت برابر با نداشتن حق انتقال می باشد. شرط لازم برای واگذاری سرقفلی به دیگری این است که در قرار داد اجاره سرقفلی انتقال از وی سلب نشده باشد، اما اگر در قرارداد مابین مالک و مستاجر حق انتقال برای او ذکر شده باشد، مستاجر می تواند سرقفلی را به دیگری با مبلغی کم و یا بیشتر از چیزی که خود به مالک پرداخته به دیگری واگذار کند.
این واگذاری برای قراردادهای قبل از سال ۷۶ امکان پذیر نیست، و به موجب آن مستاجر حق انتقال مورد اجاره را ندارد و در صورت انتقال نه تنها موجر می تواند قرارداد اجاره را فسخ کند، بلکه به مستاجر صرفا نصف سرقفلی تعلق می گیرد. اما برای فروش سرقفلی قبل از هرچیزی شایسته است تا مالک را از این اقدام آگاه کنید و این کار را رسما با اظهارنامه به اطلاع وی برسانید. در صورتی که در قرارداد، انتقال سرقفلی منع نشده باشد، اما مالک نیز به این کار راضی نباشد، مالک سرقفلی یا همان مستاجر اول می تواند به دادگاه مراجعه کند و مجوز انتقال را اخذ کند.
توجه داشته باشید که انتقال غیر قانونی سرقفلی، از مواردیست که منجر به ساقط شدن حق سر قفلی می شود، اگر حق انتقال سرقفلی در سند ذکر نشده باشد، و یا سند عادی تنظیم شده باشد، انتقال سرقفلی امکان پذیر نبوده و انتقال آن یک تخلف بشمار می رود. در این حالت نصف حق سرقفلی ساقط شده و نصف دیگر آن به قیمت روز به مستاجر متخلف پرداخت خواهد شد.
انواع سرقفلی
سرقفلی را عموما به دو نوع تقسیم میکنند: سرقفلی مجازی و سرقفلی واقعی.
تعریف حق سرقفلی(سرقفلی واقعی)
حق سرقفلی به نوع کسبوکار ارتباطی ندارد و مربوط به استعداد و امکانات محل کسب است. فرض کنید پاساژ جدیدی ساخته شده باشد، مغازههای آن پاساژ فقط حق سرقفلی دارند. به این تعریف از سرقفلی، «سرقفلی واقعی» نیز گفته میشود.
سرقفلی مبنای قراردادی دارد، بهعبارتی سرقفلی امتیازی است که موجر ضمن عقد اجاره به مستأجر میدهد و در ازای آن مبلغی دریافت میکند. یعنی قیمت آن امتیاز است که قبل از عقد اجاره وجود داشته و به مستأجر واگذار شده است و به این مستأجر مالک سرقفلی گفته میشود.
دفاتر اسناد رسمی علاوه بر رعایت شرایط عمومی تنظیم اسناد باید برای سند اجاره اماکن با کاربری تجاری تصریح کنند که عقد اجاره با سرقفلی یا بدون سرقفلی واقع شده است و این حق اغلب زمانی مصداق دارد که مالک، محل کسب را برای بار اول اجاره میدهد.
عوامل تعیینکنندۀ میزان سرقفلی واقعی، محل ملک، نوع و مساحت و گنجایش و امکاناتی از قبیل برق، آب، تلفن و… است.
اگر مالک زمان عقد قرارداد از مستأجر حق سرقفلی را گرفته باشد، موظف است هنگامی که مستأجر ملک را تخلیه میکند، ارزش حق سرقفلی را به قیمت روز به مستأجر بپردازد. یا مستأجر میتواند این حق را با اخذ مبلغی به دیگری انتقال دهد. البته باید دقت داشت که در قرارداد اولیه حق انتقال منافع عین مستأجره از وی سلب نشده باشد.